در سر ما شهری است که مغز نام دارد …!

پیش از شروع خواندن این مقاله، برای یک لحظه چشمان خود را ببندید و شهری مدرن را در ذهنتان تجسم کنید. آیا در تصویر ذهنی شما فضایی بزرگ، با ساختمان‌های بلند، خیابان‌های پهن و رفت‌و آمدهای پرازدحام وجود دارد؟ آیا ساکنین شهر شما هم با سرعت بالا مشغول انجام فعالیت‌های روزانه‌شان می‌باشند؟ اگر شهر شما این

ویژگی‌ها را دارد، پس یک قدم به آشنا شدن با مغز نزدیک‌تر‌ شده‌ایم، چرا که مغز ما همانند همین شهر است. شهری که ساختش از دوران جنینی انسان آغاز شده و به‌تدریج در طی سال‌های زندگی، بزرگ‌تر و کامل‌تر می‌شود. ما می‌خواهیم در این مقاله به درون این شهر سفر کنیم و با بخش‌ها و فعالیت‌های آن‌ بیشتر آشنا شویم.

اولین چیزی که توجه ما را در مغز به خود جلب می‌کند، نمایی از ترکیب دو رنگ سفید و خاکستری استاگر تاکنون به تصایر اسکن مغزی نگاه‌کرده باشید، حتماً متوجه آن شده‌اید. بخش‌های خاکستری‌رنگ، ساکنین اصلی شهر و یا واحدهای بنیادین مغز هستند که نورون نامیده می‌شوند. وظیفه اصلی نورون‌ها، حمل و انتقال دستوراتی است که دائماً در داخل مغز صادر می‌شوند. همان‌طور که جمعیت یک شهر هیچ‌گاه ثابت نمی‌ماند، تعداد نورون‌های مغز هم در طول عمر مرتباً تغییر می‌کند، برخی از بین‌می‌روند و برخی دیگر جای آن‌ها را می‌گیرند. این توانایی تغییرپذیری نتیجه قابلیت خاصی از مغز است که به‌ آن انعطاف‌پذیری عصبی می گویند. این ویژگی باعث می‌شود مغز هیچ‌گاه ثابت نماند و همواره در تغییر باشد. تغییراتی که باعث رشد و کامل‌تر شدن آن می شوند.

 

شباهت دیگری که بین نورون‌ها و ساکنین شهری وجود دارد، تمایل هر دو آن‌ها به روابط جمعی و قرارگیری در شبکه‌های گروهی است. همان‌طور که افراد برای بقای خود نیاز به ارتباطات اجتماعی با یکدیگر دارند، نورون‌ها نیز در مغز شبکه‌های متعددی را می سازند و در قالب آن‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. به‌عبارتی دیگر شبکه‌های عصبی در مغز، همان گروه‌های اجتماعی در زندگی واقعی هستند.

اما بخش سفید‌رنگ مغز چیست؟ همان‌طور که در شهر‌ها، مسیر‌های عبور و مرور با خط‌کشی‌‌های سفید رنگ مشخص می‌شود، در مغز هم مسیر‌های ارتباطی بین نورون‌ها، سفید بوده و جنسشان از چربی خاصی به‌نام میلین است. البته باید به این نکته هم اشاره کنیم که وجود میلین در این مسیرها، سرعت ارتباط بین نورون‌ها را بیشتر کرده و باعث می‌شود دستورات بین نواحی مختلف مغز سریع‌تر منتقل ‌شوند.

بیایید سفرمان را به مغز ادامه دهیم اما این‌بار از فاصله‌ای نزدیک‌تر. بخش بیرونی مغز ما که قشر مخ نامیده می شود چهار منطقه دارد که در اصطلاح به آن‌ها لوب گفته می‌شود. این لوب‌ها عبارتند از لوب پس‌سری که در پشت سر قرار دارد، لوب آهیانه که بخش بالای سر می‌باشد، لوب گیج‌گاهی که در بالای گوش‌ها قرار گرفته و در نهایت لوب پیشانی که در جلوی سر و دقیقاً در ناحیه پیشانی واقع شده است. هر کدام از این لوب‌های مغزی، وظایف خاص خودشان را دارند. برای مثال لوب پس‌سری مسئول تحلیل و سازمان‌دهی اطلاعاتی است که از چشم‌ها وارد مغز می‌شود و در این قسمت است که مغز می‌فهمد تصویری که در مقابل چشمان شما قرار دارد یک مداد است و یا یک قاشق غذاخوری. لوب آهیانه وظیفه تفسیر و تحلیل پیام‌هایی را دارد که از طریق سطح پوست بدن به مغز می‌آیند. در این قسمت است که مغز متوجه می‌شود سوزنی در انگشت سوم دست راست شما فرو رفته و شما احساس درد می‌‌کنید. به‌دلیل مجاورت لوب گیج‌گاهی با گوش‌ها، تمامی اطلاعات شنیداری مانند اصواتی که در محیط اطرافمان وجود دارد، وارد این لوب می‌شوند. در این قسمت است که مغز می‌فهمد صدایی که ما می‌شنویم صدای رعد و برق است و یا صدای زنگ تلفن. در نهایت آنچه که باقی می‌ماند لوب پیشانی است که نقش یک منطقه مدرن و کامل شهری را در مغز ایفا می‌کند، چرا که مهم‌ترین و پیچیده‌ترین فعالیت‌های مغزی در این منطقه انجام می‌شوند. به‌عبارتی دیگر، وجود لوب پیشانی در مغز است که به ما امکان داشتن یک زندگی هوشمندانه را می‌دهد تا بتوانیم بیاندیشیم، تصمیم‌بگیریم، قضاوت کنیم و یا برای آینده خود برنامه‌ریزی کنیم.

حالا که با بخش‌های اصلی مغز آشنا شدیم، به‌سراغ فعالیت‌هایی برویم که داخل آن انجام می‌شود. اما قبل آن، باید بدانیم که مغز شهری است که هیچ‌گاه تعطیل نمی‌شود و چراغ‌هایش همواره روشن هستند. حتی زمانی که شب‌ها به‌خواب می‌رویم، مغز در حال فعالیت است تا بتواند ضربان قلب را در طول خواب ثابت نگه دارد، ریتم تنفس را حفظ کند، اطلاعاتی را که در طول روز از محیط گرفته‌ایم در حافظه ذخیره کند و باعث شود که ما بتوانیم در طول شب خواب‌های متعدد ببینیمفراموش نکنیم که ساعات خواب در شب برای مغز بسیار حیاتی است زیرا که در طی این مدت است که مغز می‌تواند انرژی از دست رفته خود را در طی روز، دوباره به‌دست‌آورد و بدون خستگی برای روز بعد آماده شود.

رای شرح فعالیت‌هایی که مغز انجام می‌دهد، کافی است همان چند دقیقه اول صبح را که از خواب بیدار می‌شویم تصور کنیم. قبل از هرچیز باید فرمان بیدارباشی صادر شود تا بعد از چشم ها باز شوند. جالب است که فرمان بیدارباش مغز ، بلند‌تر از زنگ هر ساعتی بر روی کره زمین است. این دستور از قسمتی به‌نام هیپوتالاموس در مغز صادر می‌شود. بعد از بیدار شدن، با پیام‌های منظم مغزی در طی مدت زمان بسیار کوتاهی (البته در افراد سالم)، نسبت به مکان و زمانی که در آن قرار داریم، آگاه می‌شویم . در ادامه نوبت سوالاتی می شود که در آن روز برای ما مهم هستند. سوالهای از قبیل امروز، روز امتحان ریاضی است؟ آیاشعرهای درس ادبیات را کاملا حفظ هستم؟ امروز برای اینکه زودتر به مدرسه برسم از چه راهی بروم؟ تمرینات فیزیک را برای دوستم باید ببریم؟و… مغز برای آنکه بتواند به این سوالات به‌سرعت و به‌درستی پاسخ دهد باید فعالیت‌های خود را به‌صورت هماهنگ و یکپارچه مدیریت کند. فعالیت‌هایی که عمدتاً تحت‌عنوان توجه، حافظه و کارکردهای اجرایی شناخته می‌شوند. توجه که در اصطلاح عام دقت نامیده می شود، اولین پنجره ورود اطلاعات به مغز است اگر این پنجره بسته و یا نیمه‌باز باشد، اطلاعات به‌صورت کامل وارد مغز نمی‌شوند و این همان شرایطی است که به ناچارمی‌گوییم” لطفا، جمله قبلی خود را تکرار کنید”، “هیچ چیز از مطالبی که الان خوانده‌ام یادم نمی‌آید”، “حواسم پرت شده است”. اما اگر مغز ما بتواند تمام توجه خود را بر روی فعالیتی که در حال انجام آن‌هستیم متمرکز نماید، می‌تواند اطلاعات مهم و کامل را وارد حافظه کند، در آن ذخیره سازد . ذخیره سازی اطلاعات در حافظه به این خاطر است که در مواقع لزوم بتوانیم از آنهااستفاده کنید. مانند زمانی که سر امتحان کنکور، می‌توانیم مطالبی را که یک ماه پیش عمیقاً خوانده بودیم، به‌خاطر آوریم. آخرین دسته از فعالیت‌های مهم مغزی، کارکردهای اجرایی هستند که به‌عنوان فرمان هدایت‌گر مغز شناخته می‌شوند. مدیریت زمان، استدلال، مهارت‌های کلامی، تصمیم‌گیری، حل‌مساله، قضاوت و برنامه‌ریزی تنها بخشی از فعالیت‌هایی هستند که در دسته کارکردهای اجرایی قرار می‌گیرند. بنا به اهمیت نقش کارکردهای اجرایی، می‌توان آن‌ها را شبیه به مهم‌ترین فعالیت‌هایی دانست که در یک شهر و توسط مدیران ارشد انجام می‌شوند و بقای شهرنشینان را تضمین می‌کنند

بنابراین با توجه به آنچه که گفته شد، مغز یک عضو پیچیده و درعین‌حال تکامل‌یافته است که حیات ما به آن وابسته است. اگر مغز ما سالم باشد و خوب کار کند، ما هم تبدیل به افرادی موفق می‌شویم که در هر شغل و رشته تحصیلی می‌توانیم به موفقیت‌های بزرگی دست‌ پیدا کنیمیک مغز سالم، لازمه داشتن یک زندگی فعال و پرنشاط استبه‌همین دلیل است که امروزه محققین و دانشمندان می‌کوشند تا بیش از گذشته راه‌هایی پیدا کنند که به کمک آن‌ها بتوانند مغز را بشناسند، آن را سالم نگه دارند و آسیب‌هایش را به‌طور کامل درمان کنند. برای مثال امروزه با استفاده از روش‌های نوین تصویربرداری مغزی مانند اف ام آری (تصویربرداری از مغز در حین انجام یک فعالیت خاص)، محققین توانسته‌اند تا حد قابل‌توجهی، نقشه مناطق مختلف مغز را استخراج کنند و با عملکرد و ساختار آنها بیشتر آشنا شوند. از سویی دیگر، دستگاه‌هایی ابداع شده‌اند که می‌توانند عملکرد‌های مغزی را افزایش و یا کاهش دهند و بدین وسیله آن‌ها را تنظیم کنند. این تغییر مصنوعی در فعالیت مغزی، امروزه با دستگاه‌هایی همچون TMS و tDSC انجام می‌شوند و عمدتاً برای بیمارانی که دچار آسیب‌های مغزی شده‌اند، به‌کار می‌‌روند. یکی دیگر از روش‌هایی که در دنیای امروز بر آن تاکید می‌شود، انجام ورزش‌های مغزی است که به‌صورت منظم و ساختارمند به‌ افراد ارائه می‌شود. این ورزش‌ها به‌صورت بازی‌های کامپیوتری، تمرینات جسمانی (مثل دارت و گلف) و تمرینات کاغذ‌مدادی (مثل جداول واژگان و سودوکو) هستند که انجام روزانه آن‌ها به تمامی افراد توصیه می‌شود. شاید تعجب کنید اگر بدانید امروزه بازی‌های کامپیوتری خاص برای تقویت و ارتقای فعالیت‌های مغزی کودکان ۲ ساله نیز تولید شده‌اند. دسته دیگری از این ورزش‌های مغزی که طرفداران زیادی در بین جوانان و نوجوانان دارد، بازی‌هایی هستند که در محیطی‌های شبیه‌سازی‌ شده مانند فضای داخل یک ماشین و یا هواپیما انجام می شوند و سعی می‌کنند افراد را در محیطی بسیار شبیه به محیط واقعی قرار دهند. این فناوری‌ها امروزه به طور گسترده در تقویت مغزی خلبانان و نیروهای نظامی به کار می‌روند.

علاوه بر آنچه که گفته شد، امروزه انقلاب دیگری در زمینه تحقیقات بر روی مغز انسان و توانایی‌ های منحصربه‌فرد آن در حال رخ دادن است که نتایجش تاکنون بسیار امیدوارکننده می‌باشد. در این تحقیقات که عمدتاً بر روی معلولین جسمی حرکتی انجام می‌شود، محققین می‌کوشند تا با برقراری ارتباط میان مغز بیمار و یک روبات خارجی مثل دست مصنوعی، به بیمار کمک کنند تا بتواند استقلال خود را در انجام کارهای روزمره خود به‌دست آورد. بدین ترتیب که بیمار یادمی‌گیرد چگونه از دستورات مغز خود برای حرکت‌دادن دست مصنوعی استفاده کند.

بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که مغز انسان، یک عضو پیچیده با قابلیت‌های بسیار منحصر‌به‌فرد است که شناختش می‌تواند در تغییر زندگی بشر امروز که همواره به دنبال پیشرفت و صعود از قله‌های ترقی است، نقش به‌سزایی داشته باشد. آینده‌ روشنی که در مسیر پژوهش‌های مغز قرار دارد، بیش از گذشته نیروی جوان امروز را تشویق می‌کند تا با سرما‌یه‌گذاری‌های علمی و مادی هر چند کوچک وارد این مسیر شده و در آن گام بردارند. نیرویی که امروز یادگیرنده است و فردا پیشرو در این مسیر حرکت می‌کند.

 

منبع

 photo_2016-01-30_17-08-43